|
دروغ پردازی رسانه ها تا کجا ادامه دارد ؟ اين مطلب چيست که ميگويند هيچ مجوزی برای ضرب سکه امام داده نشده ؟ پس اين مطلب چيست ؟ آقايون کيهانی جواب دهيد. تاريخ: ١٤/٠١/١٣٨٣ ساعت: 13:22:06 با مجوز رسمي از موسسه نشر آثار امام خميني(ره)؛ شركت bh مايرز آلمان اقدام به ضرب سكه يادبود با تمثال حضرت امام(ره) كرده است خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس سياسي شركت bh مايرز آلمان با مجوز رسمي از موسسه نشر آثار امام خميني(ره) اقدام به ضرب سكه يادبود با تمثال حضرت امام خميني(ره) همراه با خلاصهاي از زندگينامه ايشان و فروش آن از طريق اينترنت كرده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اقدام مورد استقبال دوستداران حضرت امام(ره) قرار گرفته است. بر اساس اين گزارش شركت مذكور در خصوص ضرب سكههاي كلكسيوني به تعداد محدود فعاليت دارد و طي چند سال گذشته سكههاي يادبودي از شخصيتهاي بزرگ دنيا مانند مهاتما گاندي، مادر ترزا، پاپ ژان پل دوم و ليدي ديانا ضرب و به فروش رسانده است.
با سلام به همگي و با تبريك به همه كساني كه تحت هيچ شرايطي باورشون رو از دست نداده و نميدن. يه تشكر ويژه هم بگنم از دوستاني كه براي ديگران وقت ميذارن و اينجا توضيحات كاملي درمورد مسائل ميدن بخصوص behnam و SAM و gol . راستش من ميخواستم اينجا هيچ چيزي ننويسم. اما چون ديدم تو تمام اين مدت يه سري مطالبي ناگفته موند ، تصميم گرفتم كه جواب شكالات اصليي كه به اين سيستم گرفته ميشه رو بدم. از همين اول بگم كه من قصد توهين به هيچ كسي رو ندارم و خواهش ميكنم تمام كساني كه احتمالا تو بحث شركت ميكنن ادب رو رعايت كنن و از سر منطق و نه از روي لجبازي بيجا صحبت كنن.همينجا اعلام ميكنم كه آمادگي بحث با هر فرد يا جمعي رو در اين مورد بصورت كاملا اصولي و منطقي دارم و همه مخالفان رو به مباحثه دعوت مي كنم.
اشكال عمده اي كه به گلدكوئست ميگيرن مسئله ي خروج ارزه. بخاطر اينكه اين مورد ، اساسي ترين اشكاليه كه به گلدكوئست وارد ميكنن ، مفصلتر به اين مورد ميپردازم. درابتدا جا داره كه اين نكته رو بگم كه خروج ارزي كه توسط هر يك از اعضا اتفاق ميفته به هيچ وجه غيرقانوني نبوده. توضيح اينكه هر فرد تابع ايراني ميتونه درسال مجموعا 5000 دلار رو (بصورت دستي يا از طريق حواله) از كشور خارج كنه. درواقع تمام افرادي هم كه باعث خروج ارز شده ن از اين ظرفيت قانونيشون (و نه حتي از تمام اين ظرفيت) استفاده كردن. ولي پيش بيني نميشده كه حجم »به اصطلاح« وسيعي از افراد از اين پتانسيل قانوني استفاده كنن.
خب حالا بررسي مي كنيم كه چه مقدار ارز ميتونه تابحال از اين طريق از كشور خارج شده باشه. گفته شد كه 130 هزار نفر درايران عضو گلدكوئست شدن. ما فرض ميكنيم كه همه شون هم محصولي با بالاترين قيمت يعني هزار دلار خريده باشن (كه البته اغلب افراد ارزونترين محصولات رو انتخاب ميكنن) يعني 130 ميليون دلار خروج داشته باشيم. اگر اين افراد رو زير هم بچينين ميتونين مشاهده كنين كه حدود 75 ميليون دلار در درازمدت به صورت پورسانت به كشور برگشته (اگر خواسته شد حاضرم توضيحات بيشتري هم بدم) و اگر تصور كنيم كه قيمت واقعي محصول هزاردلاري هم حتي از وزن طلاي محصول هم كمتر باشه و فقط 200 دلار باشه ، بيشتر از 25 ميليون دلار هم بصورت طلا به كشور وارد شده. كه مجموع ارز ورودي ميشه حدود 100 ميليون دلار. بنابراين ميبينيم كه با درنظر گرفتن مبلغ ورودي ، درمجموع حدود 30 ميليون دلار از كشور خارج شده.
ما تمام اين آمار و ارقام ، و همه اين حرفها به كنار! من از تمام مخالفان سؤال ميكنم كه اگه ديگه خروج ارز اتفاق نيفته ، آيا شما دست از مخالفت برميدارين؟ اگر اينطوره جا داره كه بهتون بگم كه يكي از اهداف تاسيس نمايندگي تهران همين جلوگيري از خروج ارز بوده. به اينصورت كه درآمدي كه قراره گلدكوئست از ايران خارج كنه به جاي اينكه حواله بشه به كشور خارجي ، در ايران مي مونه و درازاي اون گلدكوئست ميتونه معادل اون ارز رو به صورت غيرنقدي از كشور دريافت كنه. يعني صادرات درقبال واردات. به اينصورت نه تنها ضربه اي به اقتصاد مملكت نميخوره ، بلكه اينكار باعث ميشه كه صادرات غيرنفتي ما هم بيشتر راه بيفته و درواقع كمپاني گلدكوئست ميشه فروشنده محصولات غيرنفتي ايران (مثلا فرش) در دنيا. بنابراين مسئله خروج ارز به سادگي قابل حله. همونطور كه ديدين دليل اصلي مخالفت با گلدكوئست ، مسئله خروج ارز نيست. اگر اينطور بود روزنامه اي مثل كيهان خواهان جلوگيري از فعاليت شركتهاي مشابه ايراني نميشد ، كه چه بسا ميتونستن با عضوگيري از كشورهاي ديگه، ورود ارز هم داشته باشن.
يكي از مواردي كه ميتونه دليل مخالفت دولت با گلدكوئست باشه ، اينه كه اين وسط هيچ چيز به دولت نمي رسه. و اين مورد يكي از عوامليه كه مانع توسعه تجارت الكترونيك (حالا به هر شكل و صورت) در ايران هست. دولت ماليات ميخواد. هم از كمپاني و هم از اعضا. كه البته الحمدلله كه به توافقهايي هم رسيدن. و به اميدخدا اين مشكل هم به زودي حل ميشه. اما افرادي كه گلدكوئست رو به سودجويي و يا خست متهم ميكنن: بايد بگم كه سودجويي اساسا در تعريف قانوني جرم نيست! هيچ كدوم ما نميتونيم ادعا كنيم كه دنبال سود نيستيم و سود رو نميجوييم!! و درمورد خست هم بايد بگم كه اصلا اينطور نيست كه شما فكر ميكنين. شما درآمدي رو كه گلدكوئست به افراد ميده با سود بانكي ايران مقايسه كنين تا متوجه بشين كه خست يعني چي! چون تيشه مباش،جمله زي خود متراش / چون رنده ز كار خويش بي بهره مباش / تعليم ز اره گير در امر معاش / چيزي سوي خود مي كش و چيزي مي پاش بانكهاي ايران خودشون حكم تيشه رو دارن. بعد از ديگران توقع رنده بودن دارن! اما گلدكوئست مصداق اره هست.
يه عده هم از اين ناراضي هستن كه اين سود كلان به جيب يك شركت خارجي ميره. از اين عده ميپرسم كه چند درصد مردم ما مصرف كننده كالاهاي شركتهايي مثل سامسونگ و سوني نيستن؟ هيچ ميدونين كه يكي از بازارهاي عمده فروش محصولات كمپاني ال جي ، كشور ايرانه؟ به نظر شما چنددرصد قطعات اين همه سيستم كامپيوتري در سطح كشور توسط شركتهاي سخت افزاري داخلي ساخته شده؟ اصلا چرا راه دور بريم! لباس تن چند درصد از مردم اين مملكت كاملا ايرانيه؟ واقعا چنددرصد مردم ما تمايل به خريد جنس ايراني دارن؟ اگر واقعا به حرفي كه ميزنين اعتقاد دارين نبايد از محصولات مثلا چيني استقبال كنين و حتي با وجوديكه قيمت مشابه ايرانيش بيشتره بايد از جنس ايراني استفاده كنين. (راستي بد نيست بدونين كه 80 درصد جنسهاي قاچاق ورودي به كشور در طي ماه هاي اخير اجناس چيني بودن كه متاسفانه در ايران تحت ظوابط دامپينگ عرضه ميشن). البته مزيتي كه گلدكوئست داره اينه كه توي سيستمش حداقل خيلي از هموطنان ما هم به سود ميرسن.
اما درپاسخ به افرادي كه مااعضارو متهم به شستشوي مغزي ديگران وگمراه كردن اونها ميكنن بايدبگم كه مطمئنا همه ما با شغلي به نام بازاريابي آشنا هستيم. بازارياب كسيه كه از طريق روشهايي سعي ميكنه ديگران رو متقاعد كنه تا محصولي رو بخرن.اين دقيقاهمون كاريه كه ما ميكنيم.ما سعي ميكنيم ديگران رو متقاعد كنيم كه خريد كنن. درعين حال همه تلاشمون اينه كه يك كلمه دروغ و يا حتي اشتباه به كسي نگيم و احتمالا ميدونين كه خود كمپاني هم روي اين مطلب تاكيد خيلي زيادي داره. طبق قوانين كمپاني » اعضا بايستي به درستي و صادقانه طرح تفويض را شرح دهند « و نيز » نبايستي هيچ گونه ضمانتي در زمينه كميسيونها يا درآمدهاي احتمالي به عضو آتي ارائه دهند« همچنين » درهنگام معرفي عضو جديد به شركت ، معرف بايستي يك نسخه از قوانين و مقررات و مشروح طرح تفويض را دراختيار عضو جديد قرار دهد«. افراد حق دارن آزادانه تصميم بگيرن و انتخاب كنن. به هيچ وجه اجباري دركار نيست. درسته كه اعداد و ارقام نجومي هستن و تحريك كننده. اما ما اين رو هم به همه افراد مي فهمونيم كه كاري كه بايد انجام بدن كار ساده اي نيست.
حتي ما رو متهم ميكنن كه تجارت كثيفي رو انجام ميديم،تجارتي كه وقت خيلي از جووناي تحصيلكرده اين مملكت رو ميگيره. آيا تجارتي كه شعار اصليش raise yourself to help mankind هست يه تجارت كثيفه؟ تا حالا فكر كردين چرا افراد تحصيلكرده بيشتر جذب اين تجارت ميشن؟ يادمه توي برنامه اون شب گفتگوي خبري ميگفت هر دقيقه وقت جووناي اين كشور چندين دلار و چندين ريال ارزش داره. خب به نظر شما اگر وقت من و امثال من، بيشتر از اين ارزشي كه توي گلدكوئست داره خريدار ميداشت ، حاضر ميشديم ارزونتر بفروشيمش؟! اين رو هم بگم كه هدف درازمدت يكي از بالاسريهاي من تاسيس يه بيمارستان مجهزه ، تا ديگه يه ايراني مجبور نباشه كرور كرور پول خرج كنه كه بره خارجه يه عمل جراحي انجام بده و برگرده! خود من جزو اهدافي كه توي اين تجارت براي خودم درنظر گرفتم ، برنامه هاي خيرخواهانه زيادي رو گنجوندم.
اگر فكر ميكنين كه گلدكوئست به اصطلاح باعث انفعال استعدادها ميشه و جوونها رو از كار اصليشون بازميداره، ميتونم بگم كه تقريبا تمام افرادي كه من در اين رابطه ميشناسم به گلدكوئست به عنوان يك شغل دوم نگاه ميكنن و هرگز حاضر نيستن شغل اصليشون رو بخاطر گلدكوئست كنار بذارن. نهايتا ميخوان از گلدكوئست به عنوان ابزاري براي توسعه شغل اصليشون استفاده كنن.
درجواب افرادي هم كه اصلا اعتقاد دارن گلدكوئست كلاهبرداره و به تعهداتش عمل نميكنه : اگر گلدكوئست به تعهداتش عمل نميكرد مطمئنا نميتونست اين همه عضو داشته باشه. اگر اين شركت كلاهبردار بود تا به حال كشورهاي قبلي تونسته بودن يه بلايي سرش بيارن. من سكه امام خميني رو محك زدم : طلاي 24 عيار خالص خالص. درضمن اگر شركتي كلاهبردار باشه ، آيا با دادسراي عمومي و انقلاب تهران مكاتبه ميكنه و اعلام ميكنه كه حاضره خسارت وارده به مالباختگان و متضررين در ايران رو جبران كنه؟ و اصلا آيا اگر يه شركت بتونه ازطريق قانوني درآمد بالايي داشته باشه ، تحت هيچ شرايطي حاضر ميشه كه اعتبارش رو با كلاهبرداريهاي جزئي زير سؤال ببره؟ در مورد نمايندگي تهران هم بايد بگم كه اولا اگه قرار بود اين نمايندگي مشكلي داشته باشه از همون اول جلوش رو ميگرفتن. ثانيا اگه مجوز نمايندگي از طرف شركت نداشت كه آقاي شاپوري رو به دادگاه نميخواستن براي دفاع از گلدكوئست. ثالثا كه اگر روزنامه دنياي اقتصاد رو خونده باشين فهميدين كه اختيارات اين نمايندگي كاملا مشابه دفتر نمايندگي اصليه.
با اين وجود به نظر من دولت دلايل ديگري هم براي مخالفت كردن داره كه البته من براي تمام اونها هم جواب درستي دارم و انشاالله به زودي بقيه اونها رو هم مطرح ميكنم. تا اينجا اگر نكته اي از قلم افتاده ، از بقيه دوستان خواهش ميكنم كه مطرح كنن. از تمام مخالفان اين تجارت نوين هم دوستانه دعوت ميكنم كه اگه اشكال خاصي توي اين سيستم ميبينن كاملا منطقي اينجا مطرح كنن تا بتونن جوابشون رو بگيرن. صادقانه ميگم كه اگر نتونم از كارم دفاع كنم حاضرم كنار بذارمش و از همه مخالفان اين تجارت عذرخواهي كنم. |